از سه شنبه شب بگم
لیلا و نرگس خونه مادرشوهرجان دعوت بودن .. بحث منو لیدا و ..... اه اه آدم مغرور ضخرف . فک کرده کیه
چاق خپل بد قیافه ..بره بمیره .. اون کیه که من نیستم
کثافت آشغال نفهم :|
.........
شب هم مونیدم چهارشنبه خاله اقدس اومد و نهار و عصر هم بودیم شب مادرشوهر و غزاله پریدن به کله یلدا سر بچه هاشو و فلان ..
منم گفتم بزار بگم بیاد خونه من
خودشیرینیه محض ..... :)
اومد و با کلی قسم آیت که
برچسب: سالگرد,عروسی,
نویسنده: حامد محمدی
تاريخ: چهارشنبه
22 شهريور
1396 ساعت: 20:05